حیات وحش ایران

 
 
نویسنده : فرهاد رضوی - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٢٧
 

نمیدونم چی بگم بعد از این همه وقت ننوشتن باید بیام این خبر را بنویسم.

قتل ۲۰۰۰ جوجه فلامینگو تو بختگان . خدایا به فریاد برس این چه بلایی بود که سر ما آوردی . اخه این پرنده های بیگناه چرا باید قربانی ندونم کاری ما انسانها بشن. البته به انسان بدونمون شک دارم. انسان بودن به چه قیمت به قیمت از بین رفتن ملیونها سال تکامل و زندگی چقدر اشتباه تا کی؟
مگه تا الان که سدی وجود نداشت از گشنگی مردیم مگه تا الان که خط لوله گاز از خجیر رد نشده بود مردیم . مگه تا الان که گلستان وسطش اتوبان نبود مردیم  تو رو خدا بسه دیگه چه بلایی میخواد سر طبیعتمون بیاد چه بلای سر طبیعت کشوری که ۴ فصل سال را با هم داره. خدایا این حق ما نیست ازت خواهش میکنم کمک کن ما هم تمام تلاشمون را میکنیم.

خانم جوادی بیا ببیین چه کردی با این محیط زیست بیا ببین نتیجه سالها زندگی را چه طور در مدت کوتاهی از بین رفت. واقعا متاسفم واقعا......

خبر تکمیلی رو به قلم دوست خوبم خانم جمشیدی بخونید.

آقای رییس جمهور ، بیا و ببین سد سیوند چه کرده با بختگان ! این تصاویر را ببین و بعد بگو از اینکه می بینید و می شنوید که دو هزار جوجه فلامینگو در بستر و خشک و تفیده پارک ملی بختگان و در میان انبوهی از نمک گرفتار شده و جان باخته اند ، چه حسی دارید ؟ آیا می پندارید اینها موجوداتی موذی هستند که تاسف خوردن به حال آنها بی فایده است ؟

آقای احمدی نژاد ! حتما به یاد دارید آیه شریفه "یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض" را؟ پس چه کردید شما با همه موجواتی که در آسمان و زمین بختگان،  تا دیروز خداوند را تسبیح می کردند ؟ آیا به خاطر دارید خطبه ۱۶۷ مولای متقیان علی (ع) را در نهج البلاغه ؟ آنجا که ایشان می گوید:" از عذاب خدواند در مورد بندگان او و بلاد او بترسید که در پیشگاهش مورد سئوال واقع می شوید و از شما حتی درباره اراضی و حیوانات نیز پرسش می نمایند." حال اگر از شما پرسش شود که با طبیعت خدا چه کردید چه پاسخ می دهید ؟ آیا می پندارید عذر و بهانه ای همچون " خشکسالی " آن هم در شرایطی که در ترسالی قرار داریم و ایران و دنیا را سراسر سیل و آب برداشته پذیرفتنی است ؟!! 

آنچه امروز در بختگان رقم خورده تکرار تراژدی تلخی است که در سال ۱۳۷۸ درهمین منطقه کلید خورد ، زمانیکه ۳۳۰۰ جوجه فلامینگو از فرط تشنگی و گرفتار شدن در میانه باتلاق نمکی ناشی از عدم تامین حقابه دریاچه توسط وزارت نیرو و البته خشکسالی شدید که در سراسر ایران حاکم شده بود، جان باختند

ای دوست "امشب همه غم های عالم را خبر کن / بنشین و با من گریه سر کن /گریه سر کن"

گریه سر کن بر بختگان ، سرزمینی که اینک به پایان نزدیک شده و هر ساله از شرم نفس های به شماره افتاده هزاران هزار فلامینگو به خود می پیچد و ناله سر می دهد.

بختگان ! ای بستر خشکیده ! فریاد بر آر و از دولتمردانی که خرامان و پر افتخار بر سکوی سوم سد سازی جهان تکیه داده اند بپرس آیا از این کارزار و قتلگاه هم می گذرند تا ببینند نفس های بند آمده ۷۰۰۰ پرنده و لاشه های قندیل بسته دو هزار جوجه فلامینگو را ؟ ببین آیا از بختگان عبور می کنند تا ببینند لحظات دردناک جان دادن پرندگانی را که توان پرواز ندارند و به هر سو چنگ می اندازند تا قطره آبی بیابند و مکانی که خود را از غرق شدن در نمک نجات دهند ، آنهم در حالیکه دستگاه تنفسی و گوارش شان مملو از بلورهای نمک شده ؟ آیا می بینند چشمان مظطرب و نگران محیط بانان و روستاییان دریادلی را که با وجود زخم های ناشی از شوری بستر بر روی دست و پاهایشان ، اما همچنان برای نجات آخرین بازماندگان به قعر شوره زار می روند ؟

و چه غمبار است غروب بختگان، غروبی که تماما نشان از پایان حیات دارد.اینجا زندگی به پایان خود نزدیک شده است

 


 
comment نظرات ()